معرفی انتشارات نگاه
امپراتوری کلمات: سفری نفسگیر به دنیای جادویی نشر نگاه
آیا تابهحال حس کردهاید که یک کتاب، چیزی فراتر از جوهر و کاغذ است؟ لحظهای را تصور کنید که در یک عصر پاییزی، لای کتابی را باز میکنید و ناگهان بوی کاغذ کاهی مشامتان را پر میکند. نه یک بوی معمولی؛ بویی که شما را به دههی پنجاه تهران پرت میکند. به کافههای دودی نادری، به بحثهای داغ روشنفکری، به زمانی که کلمات، قدرتی همچون گلوله داشتند. این، جادوی نشر نگاه است.
ما در کتاب بدر نمیخواهیم به شما فقط کتاب بفروشیم؛ ما میخواهیم شما را به عضویت یک باشگاه سری دعوت کنیم. باشگاه کسانی که تاریخ را نه از کتابهای درسی، بلکه از لابلای سطرهای رمانهای ممنوعه و شعرهای شورشی میخوانند. انتشارات نگاه، تنها یک ناشر نیست؛ نگهبانِ حافظهی ادبی یک ملت است. امروز قرار است پرده از اسرار این گنجینه برداریم. کمربندهایتان را ببندید؛ سفر ما به اعماق ادبیات ایران و جهان آغاز شد.
فصل اول: نشر نگاه؛ وقتی کلمات جان میگیرند
داستان از سال ۱۳۵۲ شروع شد. در روزهایی که ایران آبستن حوادث بزرگ بود، انتشارات نگاه متولد شد تا صدای نسلی باشد که میخواست متفاوت ببیند. اگر بخواهیم هویت این نشر را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: «خانه امنِ ادبیات جدی».
- اصالت بصری و حسی: کتابهای نگاه، “خوشدست” هستند. کاغذهایی که چشم را نمیزنند و فونتهایی که خواندن را به یک ضیافت تبدیل میکنند.
- تخصصگرایی: تمرکز اصلی بر سه محور است: شعر پیشرو، ادبیات داستانی و نقد و فلسفه.
- پناهگاه بزرگان: انحصار چاپ آثار بسیاری از غولهای ادبیات (مثل شاملو و سیمین بهبهانی) نشان میدهد که ما با معتبرترین آرشیو ادبی ایران طرف هستیم.
ضیافت شاعران؛ رقص کلمات بر لبهی تیغ
بخش شعر در نشر نگاه، شبیه به یک کهکشان راه شیری است. هر کتاب، ستارهای است که نورش هرگز خاموش نمیشود. بیایید سری به قفسههای مجازی کتاب بدر بزنیم.
۱. فریادهای در گلو مانده: حمید مصدق و خسرو گلسرخی
مجموعه اشعار حمید مصدق، صدای نسلی است که عشق و سیاست را با هم زندگی کرد. منظومه «آبی، خاکستری، سیاه» او فقط شعر نیست؛ بیانیهای است که هر جوان ایرانی باید آن را حفظ باشد.
بخشی از کتاب (آبی، خاکستری، سیاه):
من اگر برخیزم تو اگر برخیزی همه برمیخیزند من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد؟ چه کسی با دشمن ستیزد؟
در سویی دیگر، مردی ایستاده است که نامش با مقاومت گره خورده. مجموعه اشعار خسرو گلسرخی، میراث کسی است که جانش را پای کلماتش گذاشت. شعرهای او بوی باروت و جنگل میدهند.
بخشی از کتاب:
بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند تا آیندگان ندانند که بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بودهایم…
۲. معماران فرم و خیال: یدالله رویایی و نیما یوشیج
اگر به دنبال تجربهای متفاوت از زبان فارسی هستید، مجموعه اشعار یدالله رویایی دروازه ورود شماست. رویایی، کلمات را از معنای روزمره تهی میکند و به آنها بُعد میدهد.
بخشی از کتاب (شعر حجم):
دریای دیوانه را دیدم که میدوید و موج، موجِ تشنه زبانِ شورِ خود را در کامِ ماسه میریخت…
اما قبل از همه اینها، یک نام میدرخشد: پدر. کسی که قفس قافیهها را شکست. مجموعه کامل اشعار نیما یوشیج در نشر نگاه، کاملترین نسخهای است که میتوانید پیدا کنید. نیما کوهی است که تمام رودهای شعر معاصر از او سرچشمه میگیرند.
بخشی از کتاب (داروگ):
خشک آمد کشتگاه من در جوار کشت همسایه. گرچه میگویند: «میگریند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران.» قاصد روزان ابری، داروگ! کی میرسد باران؟
۳. عاشقانههای آرام: فریدون مشیری و سید علی صالحی
گاهی خسته از جنگ و هیاهو، به دنبال پناهگاهی برای دلتنگیهایمان میگردیم. اینجاست که گزیده اشعار فریدون مشیری معجزه میکند. کتابهای او در نشر نگاه با چنان ظرافتی چاپ شدهاند که انگار برای هدیه دادن به محبوب آفریده شدهاند.
بخشی از کتاب (کوچه):
بی تو، مهتابشبی، باز از آن کوچه گذشتم، همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم، شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم، شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
کمی جلوتر، به شاعری میرسیم که زبان کوچه و بازار را به اوج لطافت رساند. مجموعه اشعار سید علی صالحی (دفتر یکم)، پر از نامههایی است که انگار خود ما نوشتهایم، اما بلد نبودیم چطور بگوییم.
بخشی از کتاب (نامهها):
حال همه ما خوب است ملالی نیست جز گم شدنهای گاه به گاهِ خیالی دور، که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگویند…
۴. شوریدگی کلاسیک: شهریار، بهار و عماد خراسانی
دیوان شهریار (دوره دوجلدی) یکی از نفیسترین چاپهای موجود در بازار است. شهریار، شهریارِ مُلکِ دل است. داشتن این دوره دوجلدی در کتابخانه، نشانهی اصالت کتابخانه شماست.
بخشی از کتاب (غزل معروف):
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بیوفا حالا که من افتادهام از پا چرا؟ نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا؟
در کنار او، دیوان اشعار ملکالشعرای بهار قرار دارد. مردی که قصیدههایش صلابت کوه دماوند را دارند.
بخشی از کتاب (دماوندیه):
ای دیو سپید پای در بند!ای گنبد گیتی!ای دماوند! از سیم به سر یکی کله خود ز آهن به میان یکی کمربند
و نباید از مجموعه اشعار عماد خراسانی غافل شد؛ شاعری که سوزِ غزلهایش، آتش به جان خواننده میاندازد.
بخشی از کتاب:
پیش ما سوختگان، مسجد و میخانه یکیست حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست اینهمه جنگ و جدل حاصل کوتهنظری است گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست
۵. کاوشگران معنا: اخوان ثالث و شمس لنگرودی
کتاب مهدی اخوان ثالث (شعر زمان ما)، فراتر از یک مجموعه شعر است؛ یک کلاس درس است. محمد حقوقی در این کتاب، جهانبینی اخوان را کالبدشکافی میکند.
بخشی از کتاب (زمستان):
سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید، نتواند…
و اما مجموعه اشعار شمس لنگرودی (دفتر اول)؛ مردی که از دل طوفان به ساحل آرامش رسید.
بخشی از کتاب:
دلتنگی خوشهی انگور سیاه است لگدکوبش کن لگدکوبش کن بگذار ساعتی سربسته بماند مستت میکند اندوه…
فصل سوم: روایتهای خون و جنون؛ شاهکارهای ادبیات داستانی
نشر نگاه فقط قلمرو شاعران نیست؛ جایی است که داستانها شما را میبلعند. بیایید به سراغ رمانهایی برویم که خواب را از چشمانتان میگیرند.
۱. تاریخ با طعم خون: خواجه تاجدار و خداوند الموت
خواجه تاجدار (ذبیحالله منصوری) یک رمان معمولی نیست؛ یک تریلر سیاسی-تاریخی است که نفستان را حبس میکند. ذبیحالله منصوری با قلم جادویی خود، ظهور و سقوط آقا محمدخان قاجار را چنان تصویر میکند که صدای شمشیرها را میشنوید.
بخشی از کتاب:
آقامحمدخان دستور داد چشمان مردمان شهر را از کاسه درآورند و در سینیهای بزرگ مقابلش بریزند. او میخواست شمارش کند تا مبادا جلادی کمکاری کرده باشد…
کمی عقبتر در تاریخ، به قلعههای تسخیرناپذیر اسماعیلیان میرویم. خداوند الموت (پل آمیر) روایتی است از حسن صباح؛ پیرمرد کوهستان. کسی که با “حشاشین”، امپراتوریها را به لرزه درآورد.
بخشی از کتاب:
حسن صباح گفت: «وقتی که ما میخواهیم کسی را به دیار عدم بفرستیم، او را نمیکشیم تا اینکه راحت شود، بلکه کاری میکنیم که در زندگی، روزی هزار بار آرزوی مرگ کند.»
۲. زیباییشناسی مرگ: برف بهاری
از خاورمیانه به شرق دور میرویم. برف بهاری شاهکاری از یوکیو میشیما، نویسنده نابغه ژاپنی است. این رمان، داستان عشقی ممنوعه در ژاپن در حال گذار است.
بخشی از کتاب:
زیباییِ بیهوده، همچون برف بهاری است که به محض نشستن بر زمین آب میشود. اما در همان لحظه کوتاه، تمام زشتیهای جهان را میپوشاند…
اتاق تاریک ذهن؛ روانکاوی با فروید
برای کسانی که میخواهند بدانند در تاریکخانهی ذهن بشر چه میگذرد، توتم و تابو (فروید) یک پیشنهاد نیست، یک ضرورت است. زیگموند فروید در این کتاب تکاندهنده، ریشههای فرهنگ، مذهب و اخلاق را در غرایز بدوی بشر جستجو میکند.
بخشی از کتاب:
تابو، فرمانی است قدیمیتر از هر قانونی که بشر نوشته است. فرمانی که میگوید: «نکن!» بدون آنکه دلیلی بیاورد. و ترسناکترین بخش ماجرا این است که ما هنوز هم مطیع آنیم.
سخن پایانی: کتابخانهای که نفس میکشد
کتابهای نشر نگاه، دکور نیستند؛ آنها زندهاند. در فروشگاه اینترنتی کتاب بدر، ما افتخار میکنیم که گلچینی از بهترین آثار این انتشارات ۵۰ ساله را گردآوری کردهایم. همین حالا نگاهی به لیست بالا بیندازید و اجازه دهید کلمات، زندگیتان را تغییر دهند.
سیاست